7.8

Misery (1990)

«پل شلدون» پس از اتمام شخصي ترين رمانش، در منطقه ي کوهستاني کلرادو در برف و کولاف تصادف مي کند. «آني ويلکس» (بيتس) که قبلا پرستار بوده، طرفدار شماره ي يک رمان هاي عاشقانه ي شلدون و قهرمانش، «ميزري» است، او را نجات مي دهد و در خانه ي خود زنداني مي کند…